آرشیو نویسنده :مدیرفنی سایت

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۷

گیدنز، نوگرایی یا مدرنیته را برحسب چهار نهاد بنیادی تعریف می‌کند: ۱, نهاد سرمایه‌داری که ویژگی‌های آن تولید کالایی، مالکیت خصوصی سرمایه، کار دستمزدی فاقد مالکیت و نظام طبقاتی مبتنی بر این ویژگی‌هاست؛ ۲, نهاد صنعت‌گرایی که مستلزم منابع نیروی غیرانسانی و ماشین‌آلات برای تولید کالاهاست و بر ارتباطات و حمل‌ونقل هم تأثیر دارد؛ ۳, ظرفیت‌های دیده‌بانی (تحت‌تأثیر فوکو)، به […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۶

از نظر گیدنز نکته کلیدی آن است که حیات اجتماعی به‌مثابه فرایندی در نظر گرفته شده است که مفهوم کلیدی آن «عمل اجتماعی» به شمار می‌آید و دارای دو جنبه «عاملانه» و «ساختاری» است. جوامع سیستم‌های ارگانیکی یا مکانیکی نیستند؛ بلکه اَعمال بعضاً نهادینه‌شده‌ای هستند که همواره از طریق کنش فردی توأم با بازاندیشی ممکن شده‌اند.     منبع: کشاکش […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۵

از نظر گیدنز عمده‌ترین وظایف تحلیل جامعه‌شناختی به این ترتیب است: الف) تفسیر هرمنوتیکی انواع متعدد شکل زندگی با میانجی‌گری فرازبان‌های توصیفی علوم اجتماعی؛ ب) تحلیل تولید و بازتولید جامعه به‌مثابه دستاورد علمی عاملیت انسانی.     منبع: نظریه‌های متأخر جامعه‌شناسی. حمیدرضا جلایی‌پور و جمال محمدی. نشر نی

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۴

کانون اصلی جامعه‌شناسی از نظر گیدنز عبارت است از مطالعه نهادهایی اجتماعی که محصول تحولات صنعتی دو یا سه قرن گذشته هستند. او با ارائه این تعریف، چند موضوع را برجسته می‌کند: ۱, نخست اینکه موضوع قدرت را دوباره در کانون توجه این رشته قرار می‌دهد؛ ۲, دوم اینکه جامعه‌شناسی، مطالعه مدرنیته است؛ ۳, سوم آنکه بر نهادها تأکید دارد. […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۳

هابرماس در «نظریه کنش ارتباطی» به فلسفه زبان روی می‌آورد تا مبنای نظریه انتقادی را روشن سازد. او در این زمینه بحثی را در سه محور مطرح می‌سازد: ۱, این بحث را مطرح می‌سازد که ضروری است خود را از قید «فلسفه خودآگاهی» آزاد کنیم؛ فلسفه‌ای که زبان و کنش را از زاویه رابطه میان یک شناسنده (سوژه) و یک […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۲

در قلب نظریه اجتماعی هابرماس بینشی وجود دارد که هدایتگر کنش اجتماعی، نهادها و تکامل است. بشریت در حال رشد در دو مسیر مختلف تصور شده است: یکی کنترل افزایش‌یافته از طریق پیشرفت‌های علمی, تکنولوژیکی بر خود و اجتماع و دیگری تکامل جاری اخلاقی از طریق پیشرفت سنت‌های اخلاقی.     منبع: کشاکش آرا در جامعه‌شناسی. استیون سیدمن؛ ترجمه هادی […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۱

هابرماس در عین حال که به مفاهیم کلیدی مارکسیستی کار، شیوه تولید، یا تکامل اجتماعی می‌پرداخت، قصد داشت تا بنیان‌های ماتریالیسم تاریخی را بازسازی کند. این ادعا در مرکز تلاش هابرماس جای دارد که برای دست پیدا کردن به درکی از جامعه، مفاهیم کلیدی‌مان نه‌تنها باید پویش‌های ماتریالیستی را بلکه فرایندهای ایدئالیستی مربوط به شکل‌گیری هویت‌ها و انسجام‌های اجتماعی را […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۶۰

از نظر هابرماس، در حقیقت تحول نهادی گسترده بدون تغییر و تحول در خصلت معرفت اخلاقی ما، یعنی تفکر مربوط به هنجارهای اجتماعی، عدالت، هویت و اجتماعات غیرقابل‌تصور است. انقلاب اجتماعی از طریق به‌کارگیری سنت‌های علمی, فنی و معرفت اخلاقی که در سنت‌های فرهنگی ریشه دارد رخ می‌دهد.     منبع: کشاکش آرا در جامعه‌شناسی. استیون سیدمن؛ ترجمه هادی جلیلی. […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۵۹

هابرماس می‌گوید: «منظور مارکس از «انتزاع‌های واقعی»، نه‌فقط تعارض‌ها و تناقضاتی است که افراد آنها را در شکل ویران شدن زیست‌جهانشان تجربه می‌کنند، بلکه به‌طور عمده تعارض‌ها و تناقضاتی است که آنها را فقط می‌توان از طریق تحلیل شیءوارگی یا تحلیل عقلانی شدن درک کرد. در این معنای دوم است که وضعیت‌هایی را «پارادوکسیکال» می‌نامیم که در آنها سازوکارهای سیستمی […]

ادامه مطلب

نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۵۸

هابرماس را می‌توان یکی از مدافعان «پروژه مدرنیت»، به‌خصوص افکار مربوط به وجود نوعی خرد و اخلاقیات جهانی، تلقی کرد. بحث او این است که این پروژه شکست نخورده است؛ درواقع هیچ‌گاه تحقق نیافته و مدرنیت هنوز «پایان نیافته» است. او بر این مطلب پافشاری می‌کند که نوعی دیالکتیک روشنگری وجود دارد و روشنگری فرایندی دوسویه است. یک سمت آن […]

ادامه مطلب
1 2 3 4 5 23