نکات گزیده درس «حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی»؛ نکته ۷۶

مقاله مشهور بارت درباره مرگ مؤلف بر این نکته تأکید می‌ورزد که متون را باید برحسب بینامتنیت و نه با رجوع به نیات مؤلف درک و تفسیر کرد. خود این مقاله در اصل مناقشه‌ای بود با این ایده سنتی اومانیستی که نویسنده، خالق (یعنی منبع) معانی ادبی است. بارت صراحتاً خواننده را همچون نقطه‌ای متصور می‌شود که در آنجا معنای بینامتنی سرانجام وضوح می‌یابد: «خواننده همان کسی است که تمام اجزای سازنده متنی مکتوب را در عرصه‌ای واحد، منسجم و یکپارچه می‌سازد». اما این خواننده هنوز «فاقد سرگذشت و بیوگرافی و روان‌شناسی» بود. منظور این است که، به قول اومبرتو اکو، بارت بیشتر دل‌مشغول نقش ساختاری خواننده بود تا وجود ملموس او در دنیای خارج) به همین دلیل، می‌توان گفت که ساختارگرایی بارت بیش از آنکه به کیفیات درونی متن توجه کند، به عرف‌ها و قواعدی توجه می‌کرد که متن را برای خواننده فهم‌پذیر می‌سازد. لیکن این فهم‌پذیری، تابع خود گفتمان است، نه تابع علایق و استعدادهای فردی خواننده.

 

 

منبع: درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر. میلنر و براویتز.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *