نکات گزیده درس «نظریه‌های جامعه‌شناسی»؛ نکته ۷۱

بوردیو تلاش می‌کند از این موضع‌گیری ضدونقیض اجتناب کند که فرهنگ را جزئی از قلمرو سیاست بداند اما در همان حال منزلتی غیرسیاسی برای جامعه‌شناسی‌اش که تولید فرهنگی است، قائل شود. راه‌حل او، «جامعه‌شناسی بازاندیشانه» است. بسیاری از جامعه‌شناسان به نفع بازاندیشی استدلال کرده‌اند که دانشمندان را از تأثیر ارزش‌های شخصی یا منافع طبقاتی یا جنسیتی بر تصمیمات مربوط به مشکلات فکری، دسته‌بندی‌ها، مضامین و تبیین‌ها آگاه کند؛ اما بوردیو معتقد است چنین رویکردی یک استراتژی محدود است؛ چون این تأثیر موضع‌گیری‌های رشته‌های تخصصیِ نهادی است که بیش از هر چیز دیگری مایه نگرانی است، نه تعصبات فردی. بوردیو استدلال می‌کند که دانشگاه‌ها از منظر ساختاری تعلق به یک رشته خاص در یک محیط نهادی دانشگاهی، به پژوهش اجتماعی نظر می‌کنند. باید هبیتاس موقعیت خاص یک رشته را تحلیل کرد تا از تحمیل هبیتاس رشته خاصی بر تمام افراد مورد مطالعه‌مان و در نتیجه در معرض اتهام قرار دادن اعمال خودمان به خشونت نمادین، اجتناب کنیم.

 

 

منبع: کشاکش آرا در جامعه‌شناسی. استیون سیدمن؛ ترجمه هادی جلیلی. نشر نی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *